X
تبلیغات
رایتل

تجسم گفتگو بدون پرسش و پاسخ دشوار است.این دو نه تنها راهی برای شروع گفتگو هستند،بلکه انجام آن را خیلی آسانتر می سازند و اهداف مختلفی را برآورده می سازند.

 
مقدمه:
پرسیدن متداولترین و در عین حال ساده ترین مهارت هاست.جمع آوری اطلاعات،برقراری ارتباط از مهمترین اهداف استفاده از این مهارت هستند.پرسش ها می توانند به صورت کلامی یا غیرکلامی باشند؛مثلا بیان جمله ی "می توانید بیشتر توضیح دهید؟" نشانگر این است که از طرف مقابل انتظار داریم صحبت خود را ادامه دهد(علایم کلامی)؛یا هنگامی که در جمعی صحبت می کنیم پس از اینکه از شخصی سئوال پرسیدیم،می توانیم با اشاره چشم وسر این سئوال را از دیگران بپرسیم.مع ذلک پرسش های غیر کلامی کمتر به تنهایی در تعاملات به کار می روند و بیشتر همراه پرسشهای کلامی مانند پایین یا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده می شوند.
کارکرد های پرسش:
پرسش به فراخور بافت تعامل،کارکردهای مختلفی دارد که نوع پرسش تعیین کننده ی میزان تحقق این کارکردهاست از طریق این مهارت می توان نیازهای شخص مقابل را شناسایی و آنها را برآورده ساخت مانند یک بازاریاب،فروشنده یا حتی یک پزشک. اما کارکردهای اصلی پرسش عبارتند از:
1)کسب اطلاعات 2)کنترل تعامل 3)ایجاد علاقه و کنجکاوی 4)تشخیص مشکلات طرف مقابل 5)ابراز علاقه به طرف مقابل 6)تعیین نگرشها،عقایدواحساسات طرف مقابل 7)به حداکثر رساندن فعالیت طرف مقابل 8)سنجش میزان دانش پاسخ دهندگان 9)تشویق تفکر انتقادی و ارزیابی 10)تشویق اعضای گروه به اظهار نظر در مورد پاسخ های دیگران 11)جلب توجه اعضای گروه از طریق پرسش های غیر مترقبه.(اون هارجی ص113، 1994)
البته باید گفت از پاسخ ها مشخص می شود که آیا به اهداف خود دست یافته ایم یا خیر.بنابراین مفید بودن پرسش به مفید بودن پاسخ آن بر می گررد.
انواع پرسش:
پرسش ها با توجه به زمان،مکان و نحوه ی به کارگیری طبقه بندی می شوند،به عبارتی نوع پرسش ها در مشاوره،طبابت،مصاحبه،بازاریابی متفاوت است. حال به بررسی بعضی از این دسته ها می پردازیم:
1)پرسش های هدایت کننده:با مطرح نمودن اینگونه سئوالات،از شخص مقابل انظار پاسخی خاص و معینی داریم.به بیان دیگر این پرسش ها،پاسخ دهنده را به سوی پاسخ مورد نظر هدایت می کنند.از کاربرد های این نوع پرسش می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف)شروع تعامل:این دسته از پرسش های هدایت کننده برای شروع گفتگوهای اجتماعی کاربرد دارند و از ویژگی های آن می توان به داشتن پاسخی معین و معمولا صحیح اشاره نمود.مثلا"چه روز سردی است؟"
ب)تحت فشار قرار دادن شخص مقابل:اینگونه از پرسش ها بدون توجه به احساسات و افکار پاسخ دهنده با تحت فشار قرار دادن او،فقط دارای یک جواب است.مثلا"طرفدار کمونیست که نیستید؟"
ج)پرسش های جهت دار:اینگونه پرسش ها به نحوه ی بیان بسیار تاکید می کنند. هدف استفاده از اینگونه سئوالات ،تغییر جواب با بهره گیری از بازی لغات است.مانند پژهشی که در مورد داروهای ضد درد انجام شد.در این تحقیق از آزمودنیها در دو گروه سئوالات زیر مورد پرسش قرار گرفت.
(Aآیا اغلب سر درد دارید ودر این صورت هر چند مدت یکبار؟
(Bآیا گاهی سر درد دارید،در این صورت هر چند مدت یکبار؟
برای سئوال Aکه با "اغلب" مورد بیان قرار گرفته بود،عدد 2/2 در هفته گزارش شد و برای سئوال B که با "گاهی" بیان شده بود،عدد بدست آمده 7/0 در هفته بود.
با نظر به مطالب فوق نتیجه می گیریم:استفاده درست از کلمات در پرسش ها باعث کسب پاسخ مورد نظرمان می شود.(لافتوس،1975)
2)پرسش های مرکب:اینگونه از سوالات از ترکیب چند سئوال تشکیل می شوند.این پرسش ها وقتی مفید هستند که علی رغم کمبودوقت،باید از طرف مقابل جوابی بگیریم.اما اغلب پرسش های مرکب باعث گیجی و سردرگمی پاسخ دهنده می شود؛چراکه او نمی داند،اول به کدام یک پاسخ دهد.
مثلا:"امروز وقت آزاد دارید؟بریم سینما؟اصلا فیلم دوست دارید؟"
3)پرسش های تسجیلی:در این گروه از پرسش ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نمیرود،زیرا خود سخنگو به آن ها پاسخ خواهد داد.هدف از بیان این نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و همچنین یادآوری اطلاعات توسط آنان می باشد.مانند"کیست که خدا را نشناسد؟"
4)پرسش های غیر کلامی:سئوالات غیرکلامی از طریق حالات و حرکات چهره و بدن مطرح می شوند.کاربرد این پرسش زمانی است که به علت کمبود وقت یا دلایل دیگر،نیاز است صحبت های شخص مقابل قطع نشود.مانند بالا بردن ابروها و بیان کلمه ی "اهوم" که شخص مقابل را به ادامه ی تعامل ترغیب می کند.(کریس کول،1995)
نتیجه گیری:
آگر درصدد به دست آوردن اطلاعات،عقاید و حتی حقایقی هستید،باید سئوالات خود را با لحنی غیرمغرضانه
مطرح کنید تا در طرف مقابل حساسیت ایجاد نکند.طرف تعامل تنها زمانی مایل است و می تواند اطلاعات مورد نیازتان را ارائه نماید که به اندازه کافی احساس آرامش کند.پس باید اینطور بیان نمود طرح پرسش بجا و مناسب یک هنر است،هنری که با علم و تجربه حاصل می شود.
منابع:1)مهارت اجتماعی در ارتباطات میان فردی؛اون هارجی؛خشایار بیگی،مهرداد فیروز بخت 1384
2)مجله موفقیت،،سال دهم،نیمه دوم تیر 87،شماره 146
 
 
 
 
 اهمیت گوش دادن در روابط فردی
در روابط بین فردی گوش دادن اهمیت زیادی دارد. زیرا از طریق این مهارت می توانیم ضمن احترام گذاشتن به فرد مقابل،وی را به ادامه ی تعامل تشویق نموده و در نتیجه اطِلاعات بیشتری کسب نماییم. مثلاً یک مدیر موفق،برای تضمین اطّلاعات صعودی (از زیردست به بالا دست ) از مهارت گوش دادن استفاده می نماید؛ چرا که توانایی خوب گوش دادن مدیر می تواند،برای آنکه زیردستان به گزارش پیام ها ادامه دهند،جو اعتماد به وجود آورد. در عین حال برای ایجاد و حفظ روابط خوب و مطلوب و جلوگیری از اختلاف نظرها،کشمکش ها و سود تفاهم باید دقیق شنیدن را آموخت و بکاربست.
گوش دادن فعال:
گوش دادن در تعاملات اجتماعی به دو معنا به کار می رود.گوش دادن فعال اولین معنا می باشد.این فن اصولاً بر منعکس نمودن احساسات طرف مقابل تکیه دارد.برای اجرای این کار باید حداکثر استفاده را از حواس خود(شنوایی،بینایی)به عمل آوریم.روی آنچه شخص مقابل احساس می کند و بر زبان می آورد متمرکز شویم و با هدف درک کردن به او گوش دهیم.باید توجه نمود گوش دادن فعال ما زمانی نمایان می شود که رفتارهایی انجام دهیم که حاکی از توجه ما به طرف مقابل است.دومین معنا گوش دادن منفعل است.این نحوه ی گوش دادن بر جنبه های پنهان رفتار شنونده اطلاق می شود.مثلا ممکن است بطور پنهانی و بدون فرستادن پیام های کلامی و غیر کلامی، به صحبت های شخص مقابل گوش فرادهیم. 
بنابراین در گوش دادن منفعل بدون آنکه رفتار خاصی انجام دهیم که نشانه ی توجه ما به دیگران است،اطلاعات آنان را جذب می کنیم.
درروابط بین فردی ما با مهارت گوش دادن فعال که شامل پیام های کلامی و غیر کلامی است سرو کار داریم .لذا برای کسب این مهارت باید رفتارهای کلامی و غیر کلامی آن را بشناسیم.پیام کلامی مانند بیان استنباط خود نسبت به نقطه نظرهای اصلی و احساسات گوینده با لحنی دوستانه، و پیام های غیرکلامی مانند تصدیق سخنان طرف سخنان طرف مقابل با استفاده از حالات چهره می باشند.بنابراین با توجه به مطالب فوق گوش دادن را اینطور تعریف می نماییم: گوش دادن عبارت است از"فرآیند شنیدن و انتخاب،جذب و سازماندهی،و به خاطر سپردن و دادن پاسخهای مشخص به محرک های شنیداری و غیرکلامی" .در این تعریف تاکید بر دریافت و فهم درست از علایم کلامی و غیرکلامی است.
الف)علایم کلامی:
یکی از نشانه های اصلی خوب گوش دادن در تعاملات اجتماعی استفاده از علایم کلامی است.این علایم به صورت تصدیق،تحسین،انعکاس احساسات،تعبیر و تفسیر کردن و .... در گفتار ما ظاهر می شود.
بهره مندی از گفتار در تعاملات اجتماعی باید متعادل و متناسب با وضعیت و احوال شخص مقابل باشد ؛زیرا افراط و تفریط در گفتار یا پرسش سئوالات نابجا،باعث بی انگیزه شدن طرف مقابل به ادامه تعامل ،از بین رفتن جواعتماد ودر نتیجه عدم کسب اطلاعات دریافتی کافی می شود.
1)تصدیق:این نوع از علایم کلامی شامل کلمات و عباراتی است که نشانه ی تایید یا موافقت با اعمال و گفتار طرف مقابل است. از تصدیق برای تقویت قسمت های مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده می نماییم.نمونه های آن عبارتند از "بله" ، "درسته"، "همینطور است که شما می گویید" و صدای غیر لغوی مانند "اهوم".
2)تحسین:تحسین هم مانند تصدیق نوعی تقویت مثبت است.ولی فراتر از یک تایید ساده یا توافق با گفتار و اعمال طرف مقابل است.از انواع تحسین کلامی می توان به عباراتی مانند "آفرین!"،"چه جالب!"،"ادامه بده"،"عالیه" اشاره نمود که متناسب با وضعیت به کار می روند.
3)انعکاس احساسات:انعکاس احساسات نوعی همدردی(شاخه ای از مهارت زندگی است)به حساب می آید و کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل نیاز به یک همدرد برای کسب آرامش دارد.مثلا وقتی کسی ناراحت،عصبانی وآشفته حال است،باید از این فن استفاده نمود.برای بازگرداندن احساسات باید به دقت به صحبت های طرف مقابل گوش فرادهیم تا از نیازها و مسائل اصلی او با خبر شویم وگفتار خود را براساس آن نیازها تنظیم نماییم.
4)تعبیر و تفسیر کردن: با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود،مطالبی را که شنیده ایم برای گوینده تفسیر می کنیم.با این کار مطمئن می شویم که مطمئن می شویم که سخنان وی را درست فهمیده ایم و همچنین نشان می دهیم که در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده ایم.
ب)علایم غیر کلامی:
پاسخ های غیر کلامی نیز نقش مهمی در گوش دادن بازی می کنند.برخی از این رفتارها نشانه ی توجه به گوینده و برخی هم نشانه ی بی توجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد.از علایم غیر کلامی رایج می توان به "تکان دادن سر"،"حالات چهره"،"وضعیت بدنی"،"تماس چشمی مستقیم" اشاره نمود که در ذیل به تفسیر اجمالی این موارد می پردازیم.
1)تکان دادن سر:سر تکان دادن در مذاکره،علامت توجه به گفته های طرف مقابل است.این مساله باعث تشویق گوینده به ادامه ی تعامل ودر نتیجه کسب اطلاعات بیشتر توسط ما می شود.
2)حالات چهره: حالت چهره بیانگر هیجانات درونی ما می باشد که نسبت به صحبت های شخص مقابل ابراز می کنیم.مانند "بالا انداختن ابروها" که نشانه ی تعجب شنونده است.
3)وضعیت بدن:وضعیت بدن می تواند ،معرف نگرش های مثبت و منفی و سطح هیجانات و تمایات باشد.لذا باید به نحوه ی نشستن یا ایستادن بسیار توجه نمود؛زیرا طرف تعامل از وضعیت بدنی ما تصمیم به ادامه یا قطع مذاکره می گیرد.
4)تماس چشمی مستقیم:نشانه ی گوش دادن به گفته های طرف مقابل است.حال اگر شنونده باشیم بیش از وقتی که صحبت می کنیم از نگاه استفاده می نماییم و نسبت به گوینده نگا ه های طولانی تری داریم.
نتیجه گیری:
اگرچه ما می توانیم ، بدون استفاده از هر گونه علایم کلامی و غیر کلامی،به صحبت های دیگران گوش فرادهیم؛اما بهتر آن است که این موضوع را به طرف مقابل نشان دهیم.لذا هم پاسخ های کلامی و هم غیرکلامی در گوش دادن فعال نقش موثری دارند.در حقیقت علایم کلامی وغیر کلامی گوش دادن فعال طوری در هم آمیخته اند که اگر یکی از این دو کانال ارتباطی گویای عدم توجه ما باشند،طرف مقابل آن را حمل بر گوش ندادن ما می کند .